مددکار اجتماعی :
سبک زندگی :

ادامه مطلب :
" زندگی انتظار کشیدن برای خلاصی یافتن از شر طوفانها نیست، زندگی یعنی یاد بگیریم چگونه زیر باران برقصیم. " (ویوین گرین)
در طول دهه گذشته من و یکی از دوستانم مراحل سخت و دشواری را طی نمودیم از جمله مرگ ناگهانی یکی از اقوام درجه یک ، از دست دادن یکی از دوستان صمیمی بر اثر بیماری و یا مشکل تامین خرج و مخارج در اثر بیکاری تجربیاتی بی رحمانه بودند که با آنها دست و پنجه نرم می کردیم. هر کدام از این تجربیات به طرز ی باور نکردنی برای برهه ای از زمان روحیه ما را حسابی به زمین زد. اما این تجربیات ما را قوی تر کرده و ما را به سوی آینده سوق داد و باعث شد که برای زندگی ارزش بیشتری قائل شویم. در ادامه شما را با چند درسی که در زندگی فرا گرفتیم آشنا کرده و به شما روش های به آرامش رسیدن در زمان بروز سختی ها را نشان می دهیم.
1- همواره به خود اعتماد کنید
گاهی وقتها بد نیست که به این مساله فکر کنید که باید به خود اعتماد داشته باشید این فکر روحیه شما را بهتر کرده و به شما آرامش می دهد. این مساله را همیشه صبح ها به خود یاد آوری کنید. برای اینکه اعتماد ، در نهایت تنها چیزی است که به شما کمک می کند. با همه اعتماد به نفسی که دارید همه سعی و تلاش خود را انجام دهید . و سپس یک قدم با اعتماد بنفس به سمت آینده بردارید. زندگی شما را رها نمی کند. عشق ، پشتکار و تلاش زیاد در صورتی که با همدیگر همراه شوند به ندرت یک شخص را در مسیر زندگی تنها می گذارند.اگر به توانایی های خود اعتماد داشته باشید، اگر مسیر درستی را انتخاب کرده باشید، اگر همه اشتیاق خود را به مرحله عمل برسانید, در نهایت به مقصود و هدف خود خواهید رسید. به عبارت دیگر به محض اینکه به خود اعتماد کنید ، یاد می گیرید که چگونه از پس مشکلات خود بر آیید و به مسیر رشد وارد شوید.
2- روی آن چیزهایی که فرا گرفته اید، تمرکز کنید
اشتباهات و عقب نشینی کردن می توانند شکلی از تمرین کردن درس های زندگی باشند.
اگر مسیر زندگی ساده و بدون خطر باشد ، احتمال رفتن به مسیر اشتباه زیاد می شود. مشکلات مسیر هر آنچه که نیاز دارید را به شما یاد می دهد . بعضی وقتها برای رسیدن به راه درست باید از مسیر سخت عبور کنیم.بعضی وقتها لازم است که قبل از حرکت یک یا دو تایر ماشین را عوض کنیم.
قرار نیست سفر شما خیلی آسان باشد ، باید جوری باشد که ارزشش را داشته باشد. درگیر نشدن با مشکلات مساوی است با درجا زدن و رشد نکردن. هیچ مسیر صاف و همواری وجود ندارد که ارزش زیادی داشته باشد.
3- سطح توقعات خود را پایین بیاورید.
زندگی هیچ تعهدی ندارد که هر آنچه که می خواهید را به شما بدهد. و به ندرت اتفاق می افتد که خواسته هایتان را درست به همان صورتی که توقع داشتید به دست آورید. نقره را به خاطر به دست آوردن طلا از دست ندهید. باید چیزها را به همان شکلی که هستند بپذیرید نه اینکه پایبند آرزو ها و خواسته های خود باشید. اینکه دست آوردهای شما شبیه آرزوهایتان نیستند ، به این معنی نیست که در نهایت به آنچه که می خواهید نرسید.
4- آغوشتان را به سوی کسی که به آن اعتماد دارید باز کنید
شما تنها نیستید ؛ اجازه دهید در زمان سختی ها شخصی باشد که به شما کمک کند. شما می دانید که این شخص دقیقا چه کسی است. نباید توقع داشته باشید که این فرد مشکلات شما را حل کند. فقط اجازه دهید در زمان بروز مشکلات در کنار شما باشد. این اجازه را بدهید که در کنار شما بایستد . نباید لزوما شما را از داخل تاریکی بیرون بکشد فقط در حدی که کمی روشنایی به شما بدهد تا مسیر درست را پیدا کنید. فراتر از این مسائل مهم است که همواره تنها نبودن را به خود یاد آوری کنید. اصلا مهم نیست که وضعیتی که در آن قرار گرفته اید چقدر پیچیده و یا عجیب غریب شده است ، کسی در زندگی شما هست که در همان موقعیت قرار گرفته و می خواهد شما را راهنمایی کند. زمانی که به خود می گویید :" من تنها هستم " . زمانی است که احساس نا امنی شما سعی می کند به شما این دروغ را بقبولاند.
5- از امید برای فعالیت های مثبت استفاده کنید.
تنها در تاریکی می توانید ستاره ها را ببینید. ستاره ها همان امیدهایتان هستند. به دنبال آنها باشید. کمترین کاری که می توانید انجام دهید این است که حواستان باشد که به دنبال چه هستید و بیشترین کاری که می توانید انجام دهید این است که به همان اندازه که آرزوی چیزی را می کنید سعی در بدست آوردن آن نیز داشته باشید. اینکه آرزوی دست نیافتنی داشته باشید زیاد افتخاری ندارد بلکه رسیدن به آن مایه افتخار است. درگیر رسیدن به چیزی شدن باعث می شود که به خواسته هایتان برسید، تنها امیدوار بودن شما را از نا امیدی نمی رهاند. امیدواری باعث می شود که به سمت مقصد حرکت و تلاش کنید و جاده ای که با امید ساخته شده است دلپذیر تر از جاده ای است که با ناامیدی بنا شده باشد ؛ حتی اگر هر دو جاده شما را به یک مقصد رهنمون شوند. اما این مسیر که با امیدواری طی می شود باعث رشد شما در رسیدن به مقصد نهایی خواهد شد. همه این مسائل به داشتن تعادل در زندگی برمی گردد – سعی کنید واقعیت را بدون درنظر گرفتن نیازهایتان بپذیرید تا به هدف نهاییتان دست پیدا کنید.
6- به جای فرار کردن ، به سمت جلو گام بردارید
زمانی که درباره چیزی ذهنتان را متمرکز می کنید، در واقع دیگر به آن فکر نمی کنید. همین فلسفه برای آزاد کردن ذهنتان از افکار منفی گذشته صدق می کند. تلاش فراوان برای دور شدن از چیزهای نامطلوب باعث می شود که شما بیش از حد به آن چیزها فکر کنید جوری که باعث می شود تمامی مشکلات ناشی از بروز آن را احساس کنید. اما اگر انرژی خود را روی رسیدن به خواسته هایتان متمرکز کنید، نا خود آگاه از چیزهایی که نمی خواهید فاصله خواهید گرفت. به عبارت دیگر : به جای متمرکز شدن روی حذف نکات منفی ، روی ایجاد نکات مثبت تلاش کنید. (که باعث می شود افکار منفی جایش را به افکار مثبت بدهد)
7- خود را از دور نگاه کنید
همه چیز از دور متفاوت به نظر می رسد. بعضی وقتها نیاز دارید که به خودتان از دور نگاه کنید تا همه چیز را بهتر ببینید. شما بیش تر از آن هستید که چیزی بخواهد شما را دچار مشکل کند. بخشی از واقعیت شما فراتر از نگرانی ها وشک و تردیدها و مشکلات و ناکامی هایتان است. در هر لحظه ای که چیزی را تجربه می کنید سعی کنید خود را از منظری دورتر بنگرید. در حال زندگی کنید. ذهن شما با مشکلات مواجه می شود ولی همچنان شما با مشکلی روبرو نمی شوید. همین حالا به بزرگترین معضلی که با آن مواجه بودید فکر کنید . فکر کنید آن معضل برای شخص دیگری مثل یک دوست صمیمی اتفاق افتاده است. شما چه نصیحتی به او می کردید؟ اگر می توانستید به عقب برگردید و آن مشکل برای شما رخ نداده بود چه کار متفاوتی انجام می دادید؟ به نصیحتهایی که ممکن بود به دوستتان بکنید فکر کنید. آیا شما اکنون از بهترین نصایح خود پیروی می کنید؟ سعی نکنید که مشکلات فعلی شما افکارتان را تیره کند. کمی از دور به خود نگاه کنید و به خودتان چند نصیحت یا پیشنهاد عالی بدهید.
8- به خودتان زمان بدهید
هر چقدر که لازم است به خودتان زمان بدهید. درمان عاطفی نیازمند طی کردن مسیر خود است. در آن مسیر عجله نکنید.به دیگران هم اجازه چنین کاری ندهید. عبور از چنین مشکلاتی یک روزه طول نمی کشد بلکه تشکیل شده از گام های کوچکی است که شما را قادر می سازد تا ازپل هایی که پشت سرتان خراب کرده اید خود را رها کنید. امروز هر نفسی که می گذرد همانند یک گام برای شماست. اجازه ندهید که مشکلات دیروز امروزتان را خراب کند. فقط به این خاطر که دیروزتان غم انگیز بوده دلیل این نیست که امروزتان نیز قرار است غم انگیز تمام شود. زخم های ما اغلب ما را به سمت بهترین و زیباترین بخش زندگیمان هدایت می کنند. امروز این وقت را دارید که این بخش های درونی تان را کاوش کنید. زمان کافی به خود بدهید و به خود اجازه دهید که بهبود پیدا کنید.
9- هر پایان سرآغاز شروعی دیگر است
روزی شخصی گفت : " هر شروع تازه ای ،در پایان شروع های دیگر ایجاد می شود. " . امروز یک شروع تازه است با آن چنین رفتار کنید : دست از فکر کردن به اینکه چه خواهد شد بردارید و به این فکر کنید که چگونه می تواند بشود. با خودتان بگویید :" گذشته عزیزم از تو بابت همه درسهایی که از گذشته به من دادی متشکرم . آینده عزیزم ، من برای هر چیزی حاضرم !" برای اینکه یک شروع فوق العاده درست در زمانی رخ می دهد که شما فکر می کنید همه چیز به پایان رسیده است.
اکنون نوبت شماست، چه چیزی در زمان سختی ها به شما آرامش هدیه می کند؟ نظرتان را با ما در میان بگذارید....

وقتي سخن از مددكاري ميشود بسياري از افراد به ياد زندانها يا پرورشگاهها ميافتند كه در آنجا افرادي به نام مددكار در دفتر يا واحد مددكاري فعاليت ميكنند. اما حرفه مددكاري به فعاليت در دو مكان فوق محدود نميشود. بلكه مددكاري اجتماعي، يكي از رشتههاي كاربردي است كه فارغالتحصيل آن بايد بتواند در مراكز مختلف با استفاده از روشها و تكنيكهايي كه آموزش ديده است، وارد زندگي انسانهايي شود كه به هر دليل اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و خانوادگي دچار مشكل بوده و نميتوانند مشكل خود را به تنهايي حل كنند يا منشأ مشكل خويش را تشخيص بدهند.
در واقع اين افراد ميتوانند به ياري مددكارمشكل خويش را شناخته وحل نمايند. بنابراين اگر بخواهيم اين رشته را به طور خلاصه معرفي كنيم، بايد بگوييم كه هدف رشته مددكاري اين است كه به افراد نيازمند به خدمات اجتماعي كمك كند تا خود را بيابند، مشكل خويش را بشناسند و سپس راه حل آن را پيدا كنند.
درسهاي اين رشته در طول تحصيل :
دروس پايه و اصلي :
مباني جامعهشناسي ، خدمات اجتماعي و تعاون در اسلام، مباني روانشناسي، رياضيات پايه، مباني مددكاري، آمار مقدماتي، مباني رفاه اجتماعي، مباني جمعيتشناسي، مباني مردمشناسي، كاربرد آمار در خدمات اجتماعي، اصول علم اقتصاد، كليات حقوق، مباني مديريت، اصول علم سياست، اصول توانبخشي، روانشناسي اجتماعي، نظريههاي جامعهشناسي، روش تحليل جمعيت، روش تحقيق در خدمات اجتماعي (عملي)، نهاد خانواده، آسيبشناسي اجتماعي، حقوق خانواده و كار، جامعهشناسي روستايي، بهداشت خانواده، جامعهشناسي شهري و توسعه، بهداشت رواني، بررسي مسايل اجتماعي ايران، مديريت مؤسسات خدمات اجتماعي، كليات برنامهريزي اقتصادي و تجاري.
دروس تخصصي :
مددكاري فردي ، آشنايي با روشهاي مددكاري، پويايي گروهي، مددكاري گروهي، توانبخشي گروههاي خاص، كارورزي مددكاري فردي ، روانشناسي كودك و نوجوان، مشاوره و مددكاري، مددكاري جامعهاي ، روانشناسي مرضي، كارورزي در مددكاري گروهي ، تغذيه، كارورزي مددكاري جامعه ، اقتصاد ايران، پروژه تحقيقاتي ، سرپرستي در خدمات اجتماعي.
تواناييهاي لازم :
يك مددكار بايد داراي توانمنديهاي روحي خاصي باشد؛ يعني بايد روحيهاي قوي داشته باشد تا بتواند مشكلات و معضلاتي را كه در زندگي انسانها ميبيند، تحمل كند پس بايد پذيرفت كه افراد زودرنج و بسيار حساس و عاطفي به درد اين رشته نميخورند. در ضمن يك مددكار نبايد در گفتگو و ارتباط برقرار كردن با ديگران دچار مشكل شود و در نهايت يك مددكار بايد خود را به خوبي بشناسد چون اگر خود را نشناسد، نميتواند به ديگري شناخت بدهد و او را كمك كند.
موقعيت شغلي در ايران :
رشته مددكاري از جمله رشتههايي است كه داوطلبان هر سه گروه آزمايشي علوم رياضي و فني، علوم تجربي و علوم انساني ميتوانند آن را انتخاب كنند همچنين دانشجويان اين رشته بايد در دوران تحصيل 24 واحد كارورزي و پس از فارغالتحصيلي 2 سال طرح بگذرانند. اين دو ويژگي رشته فوق را متمايز ساخته است، چرا كه فارغالتحصيلان اين رشته به دليل تجربه ناشي از 24 واحد كارورزي در 6 واحد مستقل و 2 سال طرح در سازمانها و مؤسسههاي دولتي، از موقعيت شغلي مناسبي برخوردار هستند. در واقع هر جايي كه اداره رفاه يا امور اجتماعي هست، مددكار اجتماعي ميتواند در آنجا حضور داشته و مسؤوليتي را بر عهده بگيرد. در نتيجه فارغالتحصيلان اين رشته مشكل اشتغال ندارند. اما با وجود مزيتهاي اين رشته، بايد پذيرفت كه رشته مددكاري با مشكلاتي نيز گريبانگير است كه در اين ميان گمنام بودن رشته مددكاري در جامعه و حتي در بين جوانان و داوطلبان كنكور مشكل بسيار بزرگي است.